مهدى مهريزى و على صدرايى خويى
265
ميراث حديث شيعه
هم ايشان را دشمن مىداريد . نهم آن كه از تجسّس خيانت نُوّاب وظلم عمّال غافل نباشد وگرگسيرتان ظالم را بر رعاياى مظلوم « 1 » مسلّط نكند وچون ظلم وخيانت يكى از ايشان ظاهر شد ، أو را به مؤاخذه وعقوبت ، عبرت ديگران سازد وأرباب دولت را به نصيحت وسياست ، مهذّب گرداند . نقل است كه هارون الرّشيد چون به صحبت شقيق بلخى رسيد گفت : اى شيخ ! مرا پندى ده . شقيق گفت : اى « 2 » أمير ! خداى را سرايى است كه آن را دوزخ خوانند وتو را دربان آن سرا گردانيده است وسه چيز به تو داده تا بدان سه امر ، خلق را از دوزخ بازدارى ؛ مال وشمشير وتازيانه . بايد كه به مال ، سدّ فاقهء محتاجان كنى تا « 3 » به سبب اضطرار ، اقتحام شبهات نكنند ، وظالمان را به شمشير قمع كنى وفاسقان را به تازيانه أدب كنى . « 4 » اگر چنين كردى ، هم تو نجات يا فتى وهم خلق را نجات دادى . اگر به خلاف اين باشى ، تو پيش از همه در دوزخ خواهى رفت وديگران در پى تو . دهم فراست است . بر پادشاه وحاكم ، واجب است كه در ميان حدوث حوادث ومعاني وقوع وقايع ، امعان نظر كند ودر محضر فهم وعقل ، حقيقت هر حكم را مشخص گرداند وبه چشم بصيرت در لوازم ولواحق وعوارض آن نظر كند . پس اگر آن از واجبات « 5 » جليه بود ، به مسايل شرعي فصل كند واگر از معضلات خفيّه بود ، سرّ آن را به نور فراست ، درك كند ودر اين معنى اعتماد بر نقل ناقل نكند ؛ زيرا كه حدوث حوادث ، غير متناهي است وصورت مسائل مذكور ، متناهي ومتناهي به « 6 » بيان غيرمتناهى وفا نتواند نمود . در خبر است كه دو ضعيفه پيش سليمان عليه السلام رفتند ودر كودكى دعوى كردند وهر دو از اثبات ، عاجز گشتند . « 7 » سليمان عليه السلام بفرمود تا طفل « 8 » را به شمشير دو نيمه كنند و
--> ( 1 ) . ف : مظلم . ( 2 ) . ف : يا . ( 3 ) . م : يا . ( 4 ) . ف : نمايى . ( 5 ) . ف : وأصحاب . ( 6 ) . ف : - متناهي به . ( 7 ) . ف : + / حضرت . ( 8 ) . ف : كودك .